لوله بخاري
... براي پاک کردن کتاب ها کافيست آنها را باز نکنيم آدم ها هم همين طور ، براي محو کردنشان کافيست ، هرگز با آنها صحبت نكنيم  

        ۱٥ آذر ۱۳٩٠

   

 

می فرماید : هستم اگر می روم، گر نروم نیستم! ... حالا ما که برگشتیم.

 

دوستای گلم که هنوزم سر می زنید به این وبلاگ ِ به گل نشسته، درود فراوان!

تو شادیهاتون جبران کنم ایشالا !

 

فیس بوک هـــویی شد برای وبلاگ ما که نگو و نپرس، صاب وبلاگ حتی بچه هاشم گذاشت یتیم خونه و چسبید به عیال (؟) جدید!

الانم پشمون شده و می خواد برگرده سر خونه و زندگیش همین جا، ...

الــــــــــــقصه! حالا اگر اونجا هم خواستید سری به ما بزنید قدمتون رو چشم، دیگه عیال جدیده و جهاز ِ جدید و وسایل نو و مدرن، فقط ما آیفون تصویری نداریم، بی زحمت قبلش یه مسیج بذارین که ما در رو روتون باز کنیم و شرمنده ی رفقای وبلاگی نشیم...

http://facebook.com/lvlina.k

 

من می نا، اینجا فیس بوک ( ببخشید! پرشین بلاگ ) ، آی لاو یو لوله بخاری ...

 

 

                   ......


 


        ٢٠ شهریور ۱۳۸٩

   

 

 

مرا نه سر نه سامان آفریدند .... پریشانم پریشان آفریدند

پریشان خاطران رفتند در خاک .... مرا از خاک ایشان آفریدند

 

                   ......


 


        ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

   

.

.

.

 

 

                   ......


 


        ٢٩ تیر ۱۳۸۸

   

 

 

وبلاگ نوشتن مال روزای لبریز شدنه ...

 

و چقدر دردناکه که بغضت اونقد بزرگ باشه که شونه های وبلاگت تحمل گریه های تورو نداشته باشه

 

                   ......


 


        ۳ تیر ۱۳۸۸

   

برای بنده خیلی جالب بود که در این دوره مردم ر. ا. ی. شون رو مثل ناموس خودشون می دونستن .. این جای افتخار داره برای ما و برای ن. ظ. ا. م. .. قطعا برای ما هم همین طور بوده ... و من به مردم این اطمینان رو می دم که تا آخرین نفس از حقوق اونها دفاع خواهم کرد و این شکایت رو پی گیری ِ قاطعانه خواهم کرد ...

 

و امروز خیلی شیک ایشون ناموسشون رو دو دستی تقدیم به آقایون کردن ...

 

                   ......


 


        ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

   

اون تخابات

دانشگاه آزاد اسلامی قزوین .. ستاد های دانشجویی اون تخابات

سیزده خرداد هشتادوهشت

 

 

 

 

به هر کسی رای می دهم به جز چه کسی

 

و

ساعت ٢١ سیزده خرداد روبروی دانشگاه تهران

 

 

                   ......


 


        ٢۸ فروردین ۱۳۸۸

   

وقتی که غیرت میمیرد

 

  نازیدن های ما تمام می شود ... رگ گردنمان شل می شود ... مغزمان می چرخد حول ِ هال ، حول ِ هول ... همه چیز می شود یک چیز ، کُند می شویم ... گند می شویم ...

 

  وقتی که ارزش ها از اجتماع های کوچیک تحریک شد و بعد خراب شد ... وقتی که یواش یواش به خانواده کشیده شد و ما هم به زیر سوال برده شدن این ارزش ها با ادبیات نمکین لبخند زدیم ... قضیه دیگه یواش یواش پیش نمی ره ،محکم پیش می ره ... و ما بهش عادت کردیم و شدتش رو نمی بینیم ... شنیدن خیانت از جوامع قومی کوچیک (رشتی ها) شروع شد ، ما لبخند زدیم ... پیش رفت و ما لبخند زدیم ... نزدیک تر شد و لبخند زدیم ... اما نفهمیدیم ... مسیرش از رشتی ها و عباس آقا اینا برگشت به سمت خونه . خونه ی من ، خونه ی تو و ما نگاه کردیم ... و الآن شنیدن خیانت ها توی خونه عادی شده ... یه روز یه مامانه اینطوری ... یه روز یه باباهه اونطوری ... یه روز یه مادر بزرگه اونجوری ... وقتی ارزش های عمیق زندگی مثل مادر بزرگ که همیشه مظهر مهربونی و محبت بوده با ادبیات زشت امروز تبدیل به جک می شه و اون تبدیل می شه مثلا یه خود فروش؛ از بچه کوچیکی که این جک رو می شنوه و قدرت تحلیل اونو نداره و با خنده ی بلند بزرگ ترهاش در مقابل این لطیفه (متاسفم) مواجه می شه چه انتظارییه ! اون وقت اون ملاک رو بر خائن بودن و هرزگی مادر بزرگا می گذاره و ناخوداگاهش با این دید رشد می کنه ... وای به روزی که این بچه بزرگ بشه ، با یه نگاه منفی و نفرتی که تو دلش از خیانت های مادر بزرگ ها ( مادر ها ، پدر ها ) و خانواده داره و اون تبدیل می شه به تن ِ لش ِ منفی بینی که دیگه چیزی به اسم خانواده واسش ارزش نداره و خودش رو در برابر یک خانواده ی خائن هیچ وقت مسئول نمی بینه ... قضیه خیلی ساده تر اما واقعن جدی تر از اونیه که می شنویم و میبینیم ... خیلی تاسف باره ...

 

  پایین اومدن سن بلوغ و نیاز جنسی تو جامعه ی امروز چیزیه که همه می دونیم و می بینیم ، همگام شدن جامعه ی بسته ی ما با دنیا تو این مورد و فرهنگ و شرایط خاص ایران چیزیه که انکار ناپذیره ، چیزیه که دیگه مهار نشدنیه و اگر اوضاع به همین شکل پیش بره چیزی جز تاسف باقی نمی مونه ... خوندن داستان های سکسی و دیدن فیلم های این چنین توی سنین پایین چیزیه که دیگه خانواده ها نمی تونن جلوش رو بگیرن و یا حتی کنترلش کنن ، چون درهای این مملکت باز شده به سمت تکنولوژی و متاسفانه اولین استفاده ازش همینه ، س ک س.

 

 زمانی که یه نوجون توی جامعه ی ما تو سن بلوغ این داستان رو می خونه سراسر وجودش می شه نیاز و اگر تو این قصه که زائیده ی تخیل یک آدم بیمار هست چیزی به اسم خانواده بره زیر سوال و کسی مثل مادر نقش اول خائن ِ اون باشه، درسته که جنبه ی س ک سی قضیه به ظاهر خونده می شه اما تو این تجربه ی هیجان انگیز برای یه نوجون ناخودآگاه اون مادر رو خائن ِ جذابی می شناسه که نیاز جنسی ِ غریبه ای رو که نمی شناسه بر طرف می کنه و این موضوع حتی می تونه تبدیل به یک الگو براش بشه و دید اون رو نسبت به خیلی چیز ها تغییر بده، اینجاست که اگر خانواده به کمکش نیاد آینده ی بدی در انتظارشه ... یه مادر یا یک پدر چرا نباید انقدر با بچش راحت باشه و حریمی که دیگه وجود نداره رو بخواد به زور حفظ بکنه و معنای واقی رابطه ی جنسی رو برای بچش باز نکنه و اون رو از نزدیک با این موضوع آشنا نکنه ...

 

  داشتن روابط جنسی ِ نامشروع و بی سر و صدا خیلی شرف داره به خائن جلوه دادن مادرها و پدر ها توی قصه ها و جک ها ...

 

                   ......


 


        ۱٤ فروردین ۱۳۸۸

   

 

 بیا و نقطه ی عطفم شو

 

 

هر کاریش که می کنی ، همیشه یه چیزیش کمه ، همیشه یه چیزیو که خیلی لازمش داری نداری ... همیشه دلت پُره و پُری از تشویش توپ ِ سال ِ نو ... توپی که در اومدن ِ صداش از فوت کردن شمع های تولد جذاب تره ... توپی که وادارت می کنه از خدا چیزای خوب و بزرگ بخوای ... توپی که جاش فقط سر همین سفرست و به تو یاد دادن که این صدا محول الحول و الاحوال ِ ... که ای کاش بود

 

تحول باید یه جای دیگه که اسمشو نمی دونم کجاست اتفاق بیفته ، نه با ترکیدن این توپ...

 

 

                   ......


 


        ۳٠ خرداد ۱۳۸٧

   

 

بنفش می خواهمت

 

 

می نا می گه نسبت آدم ها رو دلشون معلوم می کنه.

می نا می گه کاغذ ها هر چقدر هم که مهم باشند ، نمی تونند راست بگند

می نا می گه می خوام همه تو دلمو نگاه کنند

می نا می گه از چارچوب ها و خط کشی ها خسته شده

می نا....

می نا دیگه حرفی نداره

 

 

دوستان من از اتاق فرمان می گن لطفا می نا این قرقره ها رو تو دلشون بکنند

 

 

 

 

 

 

                   ......


 


        ٢٤ مهر ۱۳۸٦

   

ما نکردیم , هکرا کردن

 

 

بدین وسیله اعلام وجود و حضور, هرچه قدر هم کمرنگ کرده ! و IR می شویم ...

 

 

سلام به همه .. چقد دلم تنگ شده بود واسه این خطای بنفش و چشمای خوشگل تو

 

 

از این به بعد لوله بخاری رو اینجا بخونید www.lvlina.persianblog.ir

 

 

                   ......


 


        ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦

   

 

بزن به تنوع ِ این هـــمه افتخار

 

 

الآن ؟ نه ! واقعا الآن باید به فکر بیافتین ؟

 

  نه داداش ِ من ؛ اون زمانی که خانوم با اون سر و وضع  ِ پدر و برادر کـُـشش کنار خیابون می ایستادنو شما با ماشین چراغ گردونت بی تفاوت از کنارش رد می شدی و پنج شیش متر فاصله نگرفته , یه ماشین کِـر ِ ماشین خودت اما بی چراغ گردون , خیلی محترم برا خانوم بوق می زد و خانوم با ناز و عشوش در جلو رو باز می کردو سوار می شد , تو هم از آینه بقل شاهد و ناظر بودی و بی تفاوت , شایدم دلت می خواست جای اون مرد ِ پشت فرمون می بودی ,, رد می شدی ؛؛ باید به فکر این روز می افتادی !!! به فکر روزی که دخترای مردم , کم سن و سال و از همه جا بی خبر , از خودشون عروسک خانوم می سازنو می افتن تو خیابونا که اگه شانس بیارن زود تر از اینکه بد بخت بشن و خودشونو به باد بدن, سرشون محکم بخوره به یه سنگ بزرگ  !

 

  آقایون ِ مسئولی که یه پرده ی سیاه و تاریک کشیدین رو مسائل جنسی و معنای رابطه ی جنسی ِ سالم رو روشن نمی کنید و تجاوز رو رسما جرم نمی دونید , از اون روزی بترسید که دخترای کم سن وسال ِ خودتون نادون ِ نادون دو تا کوچه پایین تر مانتوی گله گشادشونو در بیارن و یه مانتو تنگ ِکوتاه ِ نازک ِ رنگ روشن تنشون کنند و بی خبر باشند از تمام خطراتی که تهدیدشون می کنه و چشم های مریضی که دنبالشونه , به خاطر همون پرده تاریکی که شما توی این جامعه کشیدین رو خیلی چیزا !!! کشیدین رو مغز مردم , رو فکر مردم , رو آزادی مردم ...

 

  عوض کنترل کردن اعتیاد توی دانشگاه های خراب شده ی این مملکت که داره هر روز جوونای به عشق لیسانس گرفتن رو از هستی ساقط  می کنه و خانواده های اونا رو بدبخت و عاجز می کنه , عوض کنترل کردن تورم که این گرونی داره پدر مردم رو در می اره و یه مرد تو یه خونه شده نوکر که خرج زن  بده و بچه بزرگ بکنه و شاخ شمشاد تحویلتون بده , مردایی که دارن می میرن زیر این همه فشار و بی عدالتی , مردهایی که خودشون رو به هر آب و آتیشی می زنن که جلوی زن و بچشون شرمنده نباشن ! مادرایی که روزی هزار بار می میرن و زنده می شن تا بچشون شب , صحیح و سالم و سیر بر گرده خونه که نکنه همه ی پولاشو داده باشه واسه کرایه ی ماشینو حالا گشنه باشه !!!

 

  آقای مسئول که تا هفت جدتو , هفت نسل بعدت همه شیکمشون سیره و در ِ کار دونی های دولت همیشه به روشون بازه و با حفظ ِ سمت هر روز به مشاغل پر در آمدشون اضافه می شه , کاش یکم وجدان داشتی , کاش یه ذره درک می کردی ,, جوونی رو که نمی تونه از شرمندگی  ِ پدر و مادری که با بیچارگی و نداری فرستادنش درس بخونه تا برای خودش کسی بشه , درس بخونه که راحت زندگی کنه, درس بخونه که بی کار نمونه ! جونی که نمی دونه چه جوری و کجا باید یه لقمه نون حلال در بیاره !

 

 آفرین ! باریکلا به این همه غیرت !

 

  بگیر دست دختر با آبروی مردومو و به خاطر شلوار کوتاه و ماتیک روی لبش پرتش کن تو ماشین ! بگیر پسرایی رو که از همه کس و همه  جا تو این جامعه محکم می خورن ! بگیرو محکم بزن و بندازشون تو ماشین ! بگیر دختر ها و پسرهای سالم و سلامت  ِ مردم رو ! تو می تونی ! تو می تونی همه چیز و عوض کنی !

 

 اینم بدون که تا دنیا دنیاست چشم ِ مریض هست ! تا دنیا دنیاست آدم ِ کج دل هست ! تا دنیا دنیای خداست , آدم خود فروش هست ! چه با حجاب , چه بی حجاب ! حالا تو روسری های مردوم بکش جلو !

 

                   ......


 


        ٢۸ اسفند ۱۳۸٥

   

جور ِ دیگر می نویسَمَم !!

یکم دقت کن  به مینا هایی که اینجاست, خوب نگاه کن

به ظاهرشون و چیزی که از این ظاهر می فهمی

مثلن این

  /\/\ina 

 خیلی راحت به نظر می رسه

  )V(ina

این یکی لونده !

]\/[ina 

 یا این خود بینه

(\/)ina   

یه طرز تفکر فلسفی داره

J\/Lina 

 یه دنده و لج بازه . نه ؟

T\/Tina 

 خیلی حسابگر .. احساس می کنم مقتصده ! شایدم یکم حسود باشه

|\/|i|\|a

این یکی خیلی فهمیدست .. با مطالعه و عمیقه .. یه جورایی اعتماد به نفسش زیادی بالاست

 

/\/\i/\/a 

 این حساسه !

(\/)i(\)a 

 به نظرم این تحصیلکردست ..مدرنه ! اجتماعیه !

داری دقت می کنی دیگه !!

ببین

)'\/'(ina 

 این لارج به نظر می رسه

7\/\ i 7V a 

 این یکم یچیدست اما هارمونی داره! یه جور ترتیب خاص خودش

}\/{ina 

 راز داره ! یکمم عجول

/v\ina   

این محتاته

T\/|in/\

این یکی خودِ خودِ لا ابالیه !

YvYina 

 پووور رو  ِ اما در عین حال ترسو  ِ !

(v)ina

این گوشه گیره اما خیلی خوش قلبه !

/Y\ina

کلن پایست !

)Y(inA

می دونی ؟ تر گل ور گله ! همچین محکمه . مغروره !! منم منمه !!

m i|/i n@

این ادعای هدفمند بودن داره , اما بی برنامست .. تبل تو خالیه ! زبان انگلیسیشم ضعیفه !

|||\/|||ina 

 این یکی جو گیره ! اما دوستای خیلی خوب و دوستی های عمیقی داره

|||\/||| i ||\|| //-\\

این شلوغه . جو زدست . بی فکره . بی پرستیژه

_|Y|_i_|\|_/\ 

 تلاشش بی ثمره ! کلن ناچاره !!

Mina

 اما از میون تمام این مینا ها فقط یه می نا ست که سادست . که همیشگیه .. همون می نایی که سر سفره ی هفت سین هر سال همونیه که سال پیش سر این سفره نشسته بود, بدون توجه به این همه رنگ و وارنگی هایی که در طول سال خودش یا میناهای دیگه داشتن .. بدون توجه به مناسبات و آدم های جور واجور ِ هر سال ِ زندگیش .. می نایی که یاد گرفته همیشه همین باشه , در صورتی که می تونسته مثل همه ی اون میناهای غریبه باشه,همه ی اون میناهای بالا !!

... همه ی ما می تونیم یه جور ِ دیگه نوشته بشیم ..

اما این جور دیگه چقدر ارزش نبودن ِ همیشگی خودمون رو داره , چقدر می ارزه که اون لحظه ی بکر رو از دست بدیم

سفره ی سال تحویل تنها سفره اییه که همه پای اون خودشونن ..با اینکه تو خوشونن , اما خو د  ِ خودشونن !! و سال تحویل تنها لحظه اییه که یه دلهره شیرین از آینده تو رو بر می گردونه به سمت خودت .. یه لحظه ی قشنگ .. یه لحظه ناب ! .. یه لحظه بکر !!

سال نو مبارک

       ...

پ ن : ممنون از آقای روح ا...  

 

 

                   ......


 


        ۱٥ بهمن ۱۳۸٥

   

مرز فاحشگی

 

 

همیشه وقتی رابطه ی یک دختر و پسر از معمولی بودن می گذره , و زمان اونها رو به مرحله ی اعتراف کردن می کشونه  حرف ها انقدر جون دار می شه و دلها به هم نزدیک که ممکنه گاهی از بوی بد دهان طرف مقابلت حالت بهم بخوره , چه برسه به بعد از دهان و پایین تر !! جایی که قلب طرف تند و تند می زنه ! و ای کاش تو بدونی که این قلب برای چی تند و تند می زنه .. خودت می دونی بعضی آدما از رو هوا حرف می زنن. بعضی از دهن .بعضی دیگه ( هزار تا یکی ) از وجدان. بعضی دیگه ( خیلی زیادن ) از دل.  بعضی هم از ...ن و بعضی دیگه ( من معذرت می خوام ) از رو ...م . و اون وقته که هر کس دیگه ای جای تو بود گر گیجه می گرفت و حالش از هرچی جنس دیگست بهم می خورد . اون چیه که این وسط باعث می شه که دو تا آدم انقدر بهم بی اعتماد باشن که با یه اتفاق کوچیک فکرشون بره به جایی که شاید نا حق داره می ره . و اون چی بوده که باعث شده خیلی ها تا آخر عمرشون , زندگیشون با یه معضل بزرگ روبرو باشه .

چی بوده که باعث شده و می شه که خیلی ها , بذار رک بگم بهت خیلی از دخترها واسه یه لحظه غفلت یه مرز رو  به درازای یک زندگی رد بکنن , مثل مردن می مونه . جای برگشتی وجود نداره , واقعن مثل مردنه ! از اتفاق گذشته و اونها , خیلی از اونها پا به مسیری می گذارن که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردن . چیزی که این روزها خیلی زیاد شده . رسمی که یواش یواش داره تر و خشک رو با هم می سوزونه .. و تو میون این شعله ها ؛ تو دختر پاک تو پسر نجیب باید چقدر بگردی و چه طور اعتماد بکنی .. چند بار باید دلت بشکنه به خاطر آدم های همه چیز از دست داده , آدم هایی که همه چیزو تو زندگیشون از یاد بردن , همه چیز رو !

دختر و پسر نداره .. بی پرده میگم که فاحشگی و پاکی یه مرز دارن یه مرز باریک که خیلی وقت ها دیده نمی شه , مرزی که زمانی از دور می درخشه , مرزی که وقتی نزدیکشی و یا حتی پاتو گذاشتی روش نمی بینیش . اون فقط از دور می درخشه !!!

 

.........

پ ن : یه دوستی یه زمانی یه حرف خیلی قشنگ بهم زد , اون گفت : دوست داشتن آدمها مثل یک لیوانه ! وقتی تو با این و اونو اون یکی دوست می شی اونها رو دوست داری , پس یکم از محتوای اون لیوان می ره واسه این و اونو اون یکی , حتی اگه واسه ی سوء استفاده هم با یه آدم آشنا بشی بازم یکم مهرش به دلت نشسته , پس به اندازه ی اون یکم از محتوای اون لیوان کم می شه و زمانی تو به خودت می آی که دیگه اون لیوان چیزی ازش نمونده . چیزی که بخوای بریزی به پای کسی که حالا می خوای باهاش زندگی کنی .. همینه که اختلافات زیاد می شه , همینه که محبتا کمرنگه , همینه که من باید از تو جدا بشم .

 

 

                   ......


 


        ۱٥ امرداد ۱۳۸٥

   

هميشه درك كردن آدمهاي بي پول ، آسون تر از درك كردن آدمهاي پولداره

 

                   ......


 


        ۸ امرداد ۱۳۸٥

   

چی داره به سر مسلمونا میاد

خدا

خدا  

خدا

 خدا

                        

                        

 تنهاي تنها
ميان کوهي از آوار
آواري از مظلوميت
زجه هاي مادران بي فرزند
اشکهاي کودکان يتيم
خاک ، خون ، فرياد !

 

                   ......


 


   RoboCounter: free web counter   contact . archive . Profile   1024 . 768          ... خاموش ترين کلام ها يند که طوفان مي زا يند .. ا نديشه هايي که با گام کبوتر مي آيند جهان را رهبري مي کنند
.:لوله بخاری:.